تبلیغات
نیلگون-4
 
   

آن عابری که زیر باران میخندید، من بودم ...تلخ مثل پوز خندهای من ...

بعد 6 سال ... سلام !
دوشنبه 10 تیر 1392 ساعت 11:25 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )

سلام به تمام دوستای خوبم،از قدیم تا به حال.بعد شش سال که نبودم،دوباره با یه خرده

 تغییراومدم!!! فقط یه خرده!!!نه زیاد!!!!

از بچه های روستای دارابکلا هستم و به دارابکلایی بودنم افتخار میکنم و مخلص هرچی دارابکلایی هستم ...


این یک وبلاگ اجتماعی، سیاسی،ورزشی و البته   ...

وبلاگ  darabsport.mihanblog.com   هم خبرای ورزش دارابکلا رو پوشش میده




بیخوابی سر صبح ...."قسمتی از متن موجود نیست"
دوشنبه 11 فروردین 1393 ساعت 07:19 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )

سلام ...
دیشب، دم دمای صبح... دلم بدجوری گرفته بود .نه از آدما ... از زمونه...نمیدونم چرا ...چم شده بود
خواستم به دوستام زنگ بزنم گفتم بیخیال فک میکنن دیوونه شدم همین الان باهاشون بودم...ولی چاره ای نبود دلم داشت می ترکید.بهترین دوستمو انتخاب کردم زنگیدم بهش ...
گفتم خسته هسش ،بیخیال شدم و قطع کردم
بغض داشت خفم میکرد خونه واسم مثه جهنم شده بود هیشکی رو نداشتم دردمو بشه بگم
دیدم بازم مثه همیشه فقط خدا واسم موند
گوشی رو برداشتم شماره خدا رو گرفتم تا یه دل سیر باهاش درد دل کنم
ولی یهو نفهمیدم چی شد قطع کردم
شاید ترسیدم ترسیدم یه وقت بگه
مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد
ترسیدم خدا سرش شلوغ باشه و جوابمو نده.اون وقت باید به کی تکیه میکردم؟
ولی دیگه راهی واسم نمونده بود دلم داشت میترکید
ریسک کردمودوباره گوشی رو برداشتم  شماره خدا رو گرفتم چنتا بوق خورد...کسی برنداشت ...رفت رو پیغام گیر:
...هرچه میخواهد دل تنگت بگو ...
بغضم ترکید شروع کردم گریه کردن گفتم خدا گوشی رو بردار می خوام صداتو بشنوم دلم تنگه...هیشکی جوابمو نداد... منم هرچی تو دل تنگم بود ریختم بیرون همش گله کردم گفتم دیگه باهات قهرم ... چرا جواب تنهایی هامو نمیدی؟یهو گوشی قطع شد فک کردم خدا خسته شدو گوشیشو خاموش کرد دلم بیشتر گرفت دوباره زنگ زدم یه نفر گفت شارژ شما کافی نیست... فهمیدم شارژم تموم شده ...ولی حرفام هنوز تموم نشده بود...چرا هیشکی جوابمو نداد..نگاه پر از بغضمو دوختم به آسمون ...
یهو گوشیم زنگ خورد ...شماره خدا بود دلم ازش گرفته بود ...جواب ندادم رفت رو پیغام گیر
با سلام ...لطفا پیغام خود را بگذارید...
واسم پیغام گذاشت ...مثه همیشه...

بخوان ما را...
منم پروردگارت
خالقت ازذره ای ناچیز
صدایم کن مرا
آموزگار قادر خود را
قلم را علم را من هدیه ات کردم
بخوان ما را منم معشوق زیبایت
منم نزدیک تر از تو به تو
اینک صدایم کن
رها کن غیر ما را سوی ما باز آ
منم پروردگار پاک بی همتا
منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست می دارم
تو بگشا گوش دل
مگر آیا کسی هم با خدایش قهر می گردد ؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی
ببینم من تو را ازدرگهم راندم ؟
اگر در روز سختییت خواندی مرا
اما به روز شادیت یک لحظه هم یادم نمی کردی
به رویت بنده من هیچ آوردم ؟؟
که می ترساندت از من؟؟؟
رها کن آن خدای دور
آن نامهربان معبود
آن مخلوق خود را
این منم پروردگار مهربانت خالقت
اینک صدایم کن مرا ، با قطره اشکی
به پیش آور دو دست خالی خود را
با زبان بسته ات کاری ندارم
لیک غوغای دل شکسته ات را من شنیدم
غریب این زمین خاکی
آیا عزیزم ، حاجتی داری ؟
توای از ما
کنون برگشته ای ، اما
کلام آشتی را تو نمی دانی ؟
ببینم چشمهایت خیس است آیا ، گفته ای دارند ؟
بخوان ما را
بگردان قبله ات را سوی ما
اینک وضویی کن
خجالت می کشی از من
بگو،جز من ، کس دیگر نمی فهمد
به نجوایی صدایم کن
بدان آغوش من باز است
برای درک آغوشم
شروع کن ،یک قدم باتو
تمام گام های مانده اش ،با من ...

.....




و سرانجام بهروز داماد شد ...!!!
شنبه 9 فروردین 1393 ساعت 03:32 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )





این کش تو که دستمه ،اصلا به هیچ وجه برا پول نبود !!!
نمیدونم چه عادتیه که باس کشای جعبه سالاد رو جمع کنیم!!!
گفتیم یه یادگاری داشته باشیم



اینم قیافه داغون منو داراب بوی یعد پادو گری
البته به داراب بوی زیاد سخت نگذشت!!!!

خب از الان دیگه باید یه دورخیز بلند برا خودمون بزنیم





به قول داراب بوی : یادش بخیر n ام
چهارشنبه 6 فروردین 1393 ساعت 12:00 ق.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )


این عکس مربوط به سال 88 بود
تو بلوشو انتخابات بود ...
منم خواستم بیام بدجور تو چشم !!!!
یه نیمچه طراحی هم کردیم براش
البته قبل اون قشقلقا بود !!!
منو چه به سیاست ...
بدبختیش اینجا بود اون زمون حق رای هم نداشتیم

از همه چی بگذریم
از یاد  " قریب غریب" نمیشه گذشت

این عید به نور فاطمه زیباست، روزی تمام سال ها با زهراست
با بردن نام فاطمه فهمیدم
سالی که نکوست از بهارش پیداست




عیدی سلطان احساس ...
دوشنبه 4 فروردین 1393 ساعت 05:42 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )


دانلود اجرای زنده ، جدید و فوق العاده زیبای مجید خراطها در پارک دانشجو





‌‌ اشک آن شب ....
شنبه 2 فروردین 1393 ساعت 11:54 ق.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )
دکلمه “‌‌ اشک آن شب “‌ از احمد شاملو


اشک رازی ست
لبخند رازی ست
عشق رازی ست
اشک آن شب لبخند عشقم بود
قصه نیستم که بگوئی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی
من درد مشترکم
مرا فریاد کن
درخت با جنگل سخن می گوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن می گویم
نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
من ریشه های ترا دریافته ام
با لبانت برای همه سخن ها گفته ام
و دست هایت با دستان من آشناست
در خلوت روشن با تو گریسته ام
برای خاطر روشن با تو گریسته ام
برای خاطر زندگان
و در گورستان تاریک با تو خوانده ام
زیباترین ِ سرود ها را
زیرا که مردگان این سال
عاشق ترین ِ زندگان بوده اند
دستت را به من بده
دست های تو با من آشناست
ای دیریافته با تو سخن می گویم
بسان ابر که با توفان
بسان علف که با صحرا
بسان باران که با دریا
بسان پرنده که با بهار
بسان درخت که با جنگل سخن می گوید
زیرا که من
ریشه های تو را دریافته ام
زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست
تقدیم به "آقو همسایه" عزیز
معین آهنگر(شاملو دارابکلا)!!!




عید 93
پنجشنبه 29 اسفند 1392 ساعت 06:21 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )


 دو ساد دیگه به یایان سال نمونده
به پایان هرچی که بود
خوشی و خرمی و بدی و بد بیاری ها
خوش شانسی و بد شانسی ها مون
پیروزی و شکست هامون
غم و شادی هامون
فراق و  جدایی و رسیدن هامون
تحمل کردنا و از کوره در رفتن هامون
خلاصه کارایی که باس انجامش میدادیم  و ندادیم
همه چی تموم میشه
تنها چیزی که میمونه و موند فقط  ماها بودیم
پس بیایم از  دو  ساد دیگه
حسودی ها  رو بذاریم کنار
دروغ نگیم
دو رو نباشیم
باهم خوب باشیم همدیگه رو تحمل کنیم
کمتر دل بشکونیم
زود قضاوت نکنیم
از خوبیها تعبیر بد نکنیم
همدیگه رو اون جور که طرف مقابلمون میخواد  درک  کنیم  و بفهمیم ...!!!
نه اون جور که خودمون میخوایم
بیشتر از همه با خودمون کنار بیایم
حسرت گذشته رو نخوریم
چون به  قول دوستی: چون میگذره غمی نیس
از هم بگذریم
مواظب خوبیهاتون باشین
nil-4


با بهاران روز نو می رسد
و ما همچنان چشم به راه روزگاری نو
اکنون
که جهان و جهانیان مرده اند
آیا
وقت آن نرسیده است
تا مسیحای موعود فرا رسد ...


"و یحیی الارض بعد موتها..."







خاطرات زمستان
پنجشنبه 29 اسفند 1392 ساعت 06:07 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )

برفها آب شده بود و دیگر خبری از سرمای زمستان نبود. کم‌کم اهالی دهکده می‌توانستند از خانه‌هایشان بیرون بیایند،  از گرمای خورشید بهاری و سبزی و طراوت گیاهان لذت برده و در مزارع به کشت و زرع بپردازند. در آن روز،معلم مدرسه همراه یکی از شاگردان از مزرعه عبور می‌کرد، پیرمردی را دید که نوه هایش را دور خود جمع کرده و برای آنها در مورد سرمای شدید زمستان و زندانی بودن در خانه و منتظر آفتاب نشستن صحبت می‌کند.

معلم مدرسه  ایستاد و حرفهای پیرمرد را گوش کرد و سپس او را کنار کشید و گفت: “اکنون که بهار  است و این بچه‌ها درحال لذت بردن از آفتاب ملایم و نسیم دلنواز بهار هستند، بهتر است روایت یخ و سرما را برای آنها نقل نکنی! خاطرات زمستان، خوب یا بد، مال زمستان است. آنها را به بهار نیاور! با این حرف تو بچه‌ها نه تنها بهار را دوست نخواهند داشت بلکه از زمستان هم بیشتر خواهند ترسید و در نتیجه زمستان سال بعد، قبل از آمدن یخبندان همه این بچه‌ها از وحشت تسلیم سرما خواهند شد. به جای صحبت از بدبختی‌های ایام سرما، به این بچه‌ها یاد بده از این زیبایی و طراوتی که هم اکنون اطرافشان است لذت ببرند. بگذار خاطره بهار در خاطر آنها ماندگار شود و برایشان آنقدر شیرین و جذاب بماند که در سردترین زمستان‌های آینده، امید به بهاری دلنواز، آنها را تسلیم نکند.”

پیرمرد اعتراض کرد و گفت: “اما زمستان سختی بود!”

معلم مدرسه با لبخند گفت: “ولی اکنون بهار است. آن زمستان سخت حق ندارد بهار را از ما بگیرد. تو با کشیدن خاطرات زمستان به بهار، داری بهار را نیز قربانی می کنی! زمستان را در فصل خودش رها کن.”




عید نامه93 ،البته از نوع اینور سالش...!!!(پایان نامه سال92)
پنجشنبه 29 اسفند 1392 ساعت 01:04 ق.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )

سلام به خدا
بعد از خدا
سلام میکنم به شما دوستان خوبم
همه!!!!!
از دم در  تا بالای مجلس 
!!!!
چه دوستان خوبی که خوب نبودن و چه دوستانی که خودشون بودن


(به پسزمینه عکس کاری نداشته باشین،اکبره دیگه ،کاریش نمیشه کرد)
عکاس داراب بوی،با موبایل "ان 73"
سال 92 به هر جون کندنی بود تموم شد ....

سالی که مثل هر سال، اول سال خیلی بد شروع شد برام
سالی که از همون اولش  اون اعتماده رفت !!!!
در ادامه ، کم کم از نحسی سال برام کم میشد ولی  باس بگم برام این سال،یه سال  بد بود
مخصوصا نیمه اول
تو نیمه دوم سعیم بر این بود که جبران کنم ...
اما نشد
داشتم به بزرگترین آرزوم نزدیک میشدم که انگار این شانسه خیال نداره به مام سر بزنه....

یا به قول یه دوستی : بیخیل ....
بازم عید دوباره نزدیک شد
چیزی که همیشه ازش فراری بودم ...
دقیقا نمیدون چرا
ولی یه دوست، فکر کنم بدونه که چرا ...!!!
از شب عید بدم میاد
از بوی انبر قبل سال تحویل بدم میاد (البته از بوی انبر به جز روزای عید خوشم میاد)
از عیدی های عید بدم میاد( ولی از پول نه ....)
از دید و بازدید عید ...
عید که میشه بدجور حالم خراب میشه
چند ساله ک همچین حالی رو دارم ....خصوصا این دو سال ...
اما من این حالمو دوس دارم ...
حالی که بهم دروغ نمیزنه ...

سال 92 هم با تموم بد فرمیش  بلاخره تموم شد
سال خوشی نبود .... ولی راضیم ....
سالی که مثل همیشه مثل رسم 8 سال قبلم که با خودم قرار  گذاشتم ،  تو مزار شروع شد
اما اینبار مثل هر سال سر قبر عموی ندیده و شهید نبود  
کنار کسی که دنیام بود ....
کنار ساده ترین زنی که تا حالا تو زندگیم دیدم
کسی که کنارم نبود ...
ندیدمش ...
اما بود و منو میدید
منو میدید و مثل همیشه بهم میخندید
کلی باهم قرار و مدار گذاشتیم که وقت نشد حتی بهشون فکر کنم ...
کلی برا انجام دادن اون قول و قرار ها قسم خوردم
اما امسال یه قسم بیشتر نمیخورم
قسم میخورم که دیگه قسم نخورم!!!
یاد همه رفته ها بخیر ...
کاش ...
کاش ...
امسالم ک مثل 3 سال پیش لحظه سال تحویل افتاد تو شب
یادش بخر 3 سال پیش تو مزار 11 نفر تو لحظه سال تحویل بودیم
...

امسال رو  نمیدونم باید بگم شکر خدا ؟!!!یا اینکه ؟!!متاسفانه
کسی به لیست غایبین اضافه نشد

اما چند سالیه غیبت چندتا بدجور تو ذوق میزنه ....
-اولیش  سیروس مار ..... (آق ننه)



(عمویی که ندیده خیلی برامون عزیزه
نمیدونیم چرا !!!!)


که چه خاطراتی باهاش داشتم

ک همیشه وقتی منو میدید داغ دلش تازه میشد
اونم مثل من  این حاشو خیلی دوس داشت ....

از بوسه های آب دارش که قشنگ شست و شو میشدم تا نوازش به جای  پسر شهیدش
و اون عیدی های 50 تومنی کاغذیش
ک همیشه بیشترین عیدی رو به من میداد
تنها عیدی که تا آخر عید نگه میداشتمش

- بعدش پوریا ....



(دوتا از بهترین دوستان دوران کودکی و نوجوانی،ک خیلی وقته نیستن
سمت راستیه وحیده
سمت چپی،پوریا)

که وقتی رفت خیلی چیزا رو برد و یه چیز بشتر برام جا نذاشت
دلتنگی !!!
- این آخری هم وحید ...
که هیچ حرفی ندارم در موردش بزنم چون ...
چون بغض همیشه هیچ حرفی برا گفتن نداشت و نداره ....

- بعدش دنیا و زندگیم
کسی که به معنای واقعی وابستگی رو تجربه کردم
خواهرم ....

دوستان عزیز اگه همیشه قدر هم بدونیم ،دنیا گلستون  میشه ...
کسی از بعدش خبر نداره
خدا رو با تموم وجود حس کنیم
بدونم که همیشه با ما هسش ...
تو دل ما ...
تو خلوت مون...
همیشه سعیم بر این بود که کسی رو رنجیده خاطر نکنم
اما بعضی وقتا آدما کارایی ازشون سر میزنه که تو اون لحظه میدونن کارشون اشتباست ولی باز انجامش میدن
اگه کسی ازم به خاطر کار کرده و نکرده ،ناراحت شد
ازشون حلالیت میخوام ...
بهترین هدیه خدا به من تو سال نود و دو اعتماد بود
اعتماد دو دوست ....
اینکه به قول یکیشون دوباره شدیم سه کل پوک ...
که الان بودن باهم شده بهترین تفریح برامون ....


(دو کله پوک....
عکاس:علی چنگ)


هلی خوری بعد عروسی حامد مولایی
چشمه تیرنگردی
یه نکته جالب اینه که منو عادل و قربانعلی حتی یه عکس سه تایی هم نداریم!!!!!!
اینجام عکاس منم !!!!


منو هاشم و علی ...
روز رضا(جشنواره مانکن ها)
بدون آق طالبی خوش تیپ!!!!!!!


راسی ، ممد جون از بابات همه چی ازت ممنونم !!!


منو مصطفی و داراب بوی
(هماهنگی تو ژست گرفتن ببینید !!!)



(اینم مصطفی ک کلا تو اعصابه ....
ولی خاطرش برام عزیزه دیگه...)


بیاین همه با هم همدیگه رو دوس داشته باشیم ....

هیچ وقت نمیشه خاطرات خوشی که با دوستی رو فراموش کرد
منم یه روزایی با یه کسایی خاطرات خوش داشتم

- حسن آهنگر (عقیل حسن خودمون ...)

یه زمانی باهم میرفتیم بالایی و تو میدون و تو مغازم تا آخر شب
با هم حرف میزدیم و درد دل ...  

- مهدی دارابی ...


عکاس:داراب بوی
چند بار سعی کردیم مثل آدم عکس بنداریم
خب ...نشد دیگه !!

 که هرچی باشه نون و نمک همو  خوردیم ....

باهم رفتیم استادیوم آزادی!!!
و البته آمل برا تست کاله آمل !!!!
باهم رفیق بودیم و هستیم ....

اینا همشون بهانه باهم بودن بود ...
با دوستان ...
عید را  بهانه میکنم برا اینکه به دوستانی که دوسشان دارم سلامی بکنم ...
از همین جا،خانه پدر ، همین ساعت ک فکر کنم یک شب باشه
از همه کسانی که امسال باعث شکستن دلشون شدم و آروم شدم 
و یا اینکه شکستن دلم آرومشون نکرد

عذر خواهی میکنم ....

 
پیشاپیش عید امسال رو به همه دوستان عزیز
  آق طالبی عزیز،آق صفر شکارچی ،آق سد علی اصغر،داراب بوی،عادل،آ سید ممد ،مصطفی،استاد عزیز(ادریس خان)،فندوقی عزیزم،صاق،علی اکبر خان طالبی،حسن (لوکس کابین)مهدی دارابی،عیسی،آقا نیما عزیز (سکوت عشق)،اکبر شفیعی، کاپیتان ایمان (ایمان هاشمی)،آقای همسایه(مرتضی)،،پسران مثلا سبز!!!،7 مقدس، بچه های 4 دوست،وندا و دیانا ،مهندس مریم و آوینا ، بارزان و مهدی بابویه و همه کسایی رو که تو دنیای کوچیک مجازی داراب ،چه جدیدا و چه قدیما بودن و هستن ...
تبریک میگم به بلندای همه پیتنک های جنگل افرایی .....
و همه برگ های هلی دارهای  انار قلد آق صفر  .....
باهم خوب باشیم .....
خوبه ...
خوبه که خوب باشیم ...


 



فرهاد مهرداد ....
یکشنبه 29 دی 1392 ساعت 04:04 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )

برای نسل امروز
 همین ترانه بس است که فرهاد مهراد و نسل جوان گذشته را بشناسند و اندیشه کنند . اندیشه کنند . اندیشه کنند...  

فرهاد مِهراد (۲۹ دی ۱۳۲۲ در تهران - ۹ شهریور ۱۳۸۱، پاریس) معروف به فرهاد؛ خواننده، آهنگ‌ساز و نوازندهٔ پاپ راک اهل ایران بود.

فرهاد از خوانندگان صاحب‌نام راک ایرانی بود و نخستین آلبوم راک اند رول ایران را منتشر کرد.

آنچه فرهاد را از دیگر همدورههایش متمایز میکند، ترانههای پوچ‌گرا و فرهنگ خیابانی است که در موسیقی او متبلور شدهاست. این عناصر در ترانه «کودکانه» بیش از پیش نمود دارد.

او به عنوان یکی از سیاسی‌ترین خوانندگان ایران شناخته می‌شود. فرهاد در اوایل دهه ۱۳۵۰ شعرهایی با مضامین سیاسی می‌خواند و مدتی زندانی سیاسی بود. فرهاد بعداً از انقلابیون شد و در زمستان ۱۳۵۷ ترانه انقلابی «وحدت» را خواند، اما پس از انقلاب تا سال ۱۳۷۲ از ادامه کار منع شد.

از معروف‌ترین آهنگ‌های او می‌توان به «جمعه»، «کودکانه»، «وحدت»، «گنجشکک اشی مشی»، «شبانه» اشاره کرد. فرهاد آهنگهایی نیز به زبانهای غیرفارسی دارد.





رستنی ها کم نیست
یکشنبه 29 دی 1392 ساعت 03:11 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )

یکی از زیبا ترین شعر  فرهاد مهرداد:

رستنی ها کم نیست

من و تو کم بودیم

خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم

گفتنی ها کم نیست

من و تو کم گفتیم

مثل هذیان دم مرگ از آغاز چنین در هم و برهم گفتیم

دیدنی ها کم نیست

من و تو کم دیدیم

بی سبب از پاییز جای میلاد اقاقیها را پرسیدیم

چیدنی ها کم نیست

من و تو کم چیدیم

وقت گل دادن عشق روی دار قالی

بی سبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدیم

خواندنی ها کم نیست

من و تو کم خواندیم

من و تو ساده ترین شکل سرودن را در معبر باد

با دهانی بسته وا ماندیم

من و تو کم بودیم

من و تو اما در میدانها اینک اندازه ما میخوانیم

ما به اندازه ما می بینیم

ما به اندازه ما می چینیم

ما به اندازه ما می گوییم

ما به اندازه ما می روییم

من و تو

خم نه و در هم نه که می باید با هم باشیم

من و تو

حق داریم در شب این جنبش نبض آدم باشیم

من و تو

حق داریم که به اندازه ما هم شده با هم باشیم

من و تو

 حق داریم که به اندازه ما هم شده با هم باشیم

گفتنی ها کم نیست




هوای پاک ....
یکشنبه 29 دی 1392 ساعت 01:39 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )

روز 29 دی ماه ، روز هوای پاک نامیده شده ؛ امید است که به این بهانه یادی از پاکیزگی هوا بکنیم و همه دست در دست هم برای فراهم ساختن هوایی پاک که نیازهمه افراد جامعه است،  تلاش بیشتری بنماییم .

                                                                                                                 

دیدن آسمان آبی با ابرهای سفید این روزها برای اکثر مردم ، به خصوص کسانی که درابرشهرهایی چون تهران زندگی می کنند ، بی شک به یک آرزو شبیه است. آلودگی هوا یعنی حضور یک ، چند و یا مخلوطی از آلوده کننده های مختلف در هوای آزاد ، به اندازه ای است که برای انسان مضر بوده و یا موجب زیان رساندن به حیوانات ، گیاهان و اموال شود. اما پدیده آلودگی هوا در مناطق شهری ، یکی از ره آوردهای انقلاب صنعتی است که از سیصد سال قبل شروع و با توسعه صنعتی و زیاد شدن شهرها بر میزان و شدت آن روز به روز افزوده می شود . تکیه اساسی بر منابع انرژی فسیلی از قبیل زغال، نفت ، گاز و در نهایت آزاد شدن مواد ناشی از احتراق این مواد ، فرآورده های مضر و زیانبخشی را به همراه می آورد که حیات موجودات زنده به ویژه انسانها را تهدید می نماید . از نخستین دهه های قرن بیستم ، به دنبال مشاهده ارتباط میان آلودگی هوا و تخریب محیط زیست ، بسیاری از کشورهای صنعتی پیشرفته ، تحقیقات و برنامه های علمی برای کنترل آلاینده های بسیارمضررا آغاز نمودند ، اما متاسفانه در اکثر قریب به اتفاق کشورهای در حال رشد این مسئله آن طور که باید مورد توجه قرارنگرفته و وضعیت آلودگی هوا در شهرهای بزرگ روز به به وخامت می گذارد




ولادت حضرت محمد(ص) و امام صادق(ع) ....
یکشنبه 29 دی 1392 ساعت 01:39 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )

عید زیباى برائت از عدو دارد ربیع

عید میلاد دو دلدار نکو دارد ربیع

موسم سرمستى دلهاى شیدا آمده

مصطفى با حضرت صادق به دنیا آمده

ولادت حضرت محمد(ص) و امام صادق(ع) بر شما مبارک




امیر کبیر حسینیـــــــــ ....
جمعه 20 دی 1392 ساعت 11:52 ق.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )


آیت‌الله اراکی در خواب امیر کبیر را دید که گفت از عطش حسین حیا کردم، لب به آب خواستن باز نکردم آن لحظه که صورتم را بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت به یاد تشنگی ما ادب کردی، آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ،باشد تا در قیامت جبران کنیم.

ای کاش تاریخ برخی لحظات متوقف می‌شد تا بسیاری از وقایع ناگوار تاریخی اتفاق نمی‌افتد که یکی از این وقایع که آرزوی هر ایرانی است توقف تاریخ در مورد عزل امیرکبیر و سرانجام قتل اوست. که هنوز منتظر نمانیم که از گرمابه امیر به سلامت بیرون آید. اما امیر خونین از دنیا رفت تا بعد‌ها در خواب بزرگ مرد دیگر آیت‌الله محمدعلی اراکی قصه آخرتش را بازگو کند

آیت‌الله که در خواب امیرکبیر را دیده است که جایگاه رفیعی در عالم برزخ داشته است.

دلیل آن را می‌پرسد و امیر پاسخ می‌دهد : با اشک گفت: آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم می‌رفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! دو تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم.

 گرچه پس از مرگ امیر، ناصرالدین شاه پشیمان شد اما این امر سودی به حال خود و ملت نداشت و مرگ امیر به فرصتی تازه‌ای برای فاسدان و بیگانه پرستان برای دست اندازی بیشتر به دارایی‌های کشور تبدیل شد.

گذری کوتاه بر زندگی امیر کبیر در ادامه مطلب


ادامه مطلب
مناجات امیر کبیر ....
جمعه 20 دی 1392 ساعت 11:27 ق.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )

امروز بیستم دی ماه همچنین مصادف است با شهادت مظلومانه امیر کبیر تاریخ ایران،
میرزا تقی خان امیرکبیر ....

مناجات میرزا تقی خان امیرکبیر:

بارپروردگارا ! الها ! ملکا ! قادرا ! خداوندا !

امیر تویی، کبیر تویی،تقی همان شاگرد آشپز است ،معبودا ! رو بسوی تو دارم، هدایتی فرما گره از کار مردم بگشایم تا مقبول الهی گردد.بحق محمد و آل محمد(ص)، یا ارحم الراحمین ادرکنی العفو.

شب 19 رمضان 1266 هجری




خون دل فرزند زهرا ....
جمعه 20 دی 1392 ساعت 11:27 ق.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )

فاطمه امشب به سامرّا عزا برپا کند / دیده را یاد امام عسکری دریا کند

ای خوش آن چشمی که امشب با امام عصر خود / خون دل جاری به رخ در مرگ آم مولا کند

شهادت یازدهمین امام شیعیان و نشستن گرد یتیمی

بر چهره ی مولایمان صاحب الزمان، تسلیت باد . . .




شهادت امام حسن عسکری ....
جمعه 20 دی 1392 ساعت 11:24 ق.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )

در سامرا غریبی و تنهایی و فراق

در کربلا حسین و عطش بود و درد و داغ

در سامرا تنی جگرش تشنه و کباب

در کربلاحسین تنش زیر آفتاب

در سامرا نگاه کسی مانده بر در است

در کربلا حسین عزادار اکبر است

در سامرا شکسته  ز غم روی ماه بود

در کربلا تمام بدنها سیاه بود

در سامرا زدرد تنش تیر می کشید

در کربلا کسی دهنش تیر می کشید

در سامرا به گل شرر خار می زند

در کربلا رباب فقط زار می زند

در سامرا امام کرم بی قرار بود

در کربلا دور حسین نیزه دار بود

در سامرا بریده نفس شاه عالمین

د ر کربلا کنار علی محتضر حسین



دلگیرم از وسوسه ام برای مهربانی ...
پنجشنبه 19 دی 1392 ساعت 10:34 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )

علت سکوتت کشف شد!!!

 

هیچ عذر خواهی نشنیده ام...

 

از من عذر خواهی نکرد!!!

 

انقدر مهربانی کردم تا دیگر روی عذر خواهی هم نداشته باشی!!!

 

دلگیرم از وسوسه ام برای مهربانی کردن به تو!!!دلگیرم از این همه صبر و گذشت...




بدون شرح ....
پنجشنبه 19 دی 1392 ساعت 10:27 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )



گفتمان انقلاب ....
پنجشنبه 19 دی 1392 ساعت 10:09 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )



گفتمان انقلاب این است و بس
...
همین ...



عکس نوشته (1) ....
پنجشنبه 19 دی 1392 ساعت 10:07 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )



 

 



دریافت کد