تبلیغات
نیلگون-4 - مرد ...
 
   

آن عابری که زیر باران میخندید، من بودم ...تلخ مثل پوز خندهای من ...

مرد ...
چهارشنبه 18 دی 1392 ساعت 01:43 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )

مرد بودن قـــانـــون دارد!
الکے نیستـ !
بایـد محکمـ باشے ،
متیـن باشے ،
یکـ دل باشے و یکـ رنگـ !
بایـد با تمامـ توانتـ تکیـﮧ گاهـ شوے !
بایـد درد دل بشنوے !
آرامش ببخشے !
بایـد بغـض هایتـ را بخورے ...
بایـد سنگیـن باشے !
یاد بگیرے پـدرے کنے !
زمیـن بایـد لذتـ ببرد از اینکـﮧ گامهاے تــو را مے پذیرد !

و پر رنگـ تر از همـﮧ ے ایـن ها، بایـد مـرد باشے !




می توانید دیدگاه خود را بنویسید
سید ادریس صباغ پنجشنبه 19 دی 1392 12:36 ب.ظ
مثل اق سیروس نیلی ما
7moghadas پنجشنبه 19 دی 1392 07:37 ق.ظ
لایک

راسی اگ هنوز باهاش کل کل داری خبرم کن بیام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

دریافت کد