تبلیغات
نیلگون-4 - رستنی ها کم نیست
 
   

آن عابری که زیر باران میخندید، من بودم ...تلخ مثل پوز خندهای من ...

رستنی ها کم نیست
یکشنبه 29 دی 1392 ساعت 04:11 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )

یکی از زیبا ترین شعر  فرهاد مهرداد:

رستنی ها کم نیست

من و تو کم بودیم

خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم

گفتنی ها کم نیست

من و تو کم گفتیم

مثل هذیان دم مرگ از آغاز چنین در هم و برهم گفتیم

دیدنی ها کم نیست

من و تو کم دیدیم

بی سبب از پاییز جای میلاد اقاقیها را پرسیدیم

چیدنی ها کم نیست

من و تو کم چیدیم

وقت گل دادن عشق روی دار قالی

بی سبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدیم

خواندنی ها کم نیست

من و تو کم خواندیم

من و تو ساده ترین شکل سرودن را در معبر باد

با دهانی بسته وا ماندیم

من و تو کم بودیم

من و تو اما در میدانها اینک اندازه ما میخوانیم

ما به اندازه ما می بینیم

ما به اندازه ما می چینیم

ما به اندازه ما می گوییم

ما به اندازه ما می روییم

من و تو

خم نه و در هم نه که می باید با هم باشیم

من و تو

حق داریم در شب این جنبش نبض آدم باشیم

من و تو

حق داریم که به اندازه ما هم شده با هم باشیم

من و تو

 حق داریم که به اندازه ما هم شده با هم باشیم

گفتنی ها کم نیست




می توانید دیدگاه خود را بنویسید
dokhtare darab شنبه 3 اسفند 1392 08:57 ب.ظ
سلام ... من تازه وبلاگ درست کردم

لینکتون کردم اگه میشه لینکم کنید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

دریافت کد