تبلیغات
نیلگون-4 - مادرم ...
 
   

آن عابری که زیر باران میخندید، من بودم ...تلخ مثل پوز خندهای من ...

مادرم ...
سه شنبه 12 فروردین 1393 ساعت 06:22 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )



بدهکار مهربونی قلب یه زنم که از بچگی صداش میکردم"مادر"





می توانید دیدگاه خود را بنویسید
darabi سه شنبه 26 فروردین 1393 04:42 ب.ظ
مادر همون مامان خودمونه که هرروز صبح بالبخند تورا برای زندگی کردن بیدار میکنه؟
پسر اردیبهشتی پاسخ داد:
آره
همونه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

دریافت کد