تبلیغات
نیلگون-4 - نیستش
 
   

آن عابری که زیر باران میخندید، من بودم ...تلخ مثل پوز خندهای من ...

نیستش
دوشنبه 25 فروردین 1393 ساعت 01:01 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )
نیستش
نمی دونم کجاست !
چه می کنه !
ولی می دونم که ندارمش هیچوقت نخواستم که تورو با چشمات به یاد بیارم
نه ... ، نمی خواستم که تورو تو گم ترین آرزوهام ببینم
نمی خواستم که بی تو به دیوارا بگم : هنوزم دوستت دارم .
آخه تو حول و ولای پریشونیه تورو نداشتن
تو گیرو داره : ” ای بابا دله تو هیچ ، حال اون خوش"!
ای بی مروت !
دیگه دلی می مونه ؟ که جونه دله کبوتر بتپه که با شما از جونه زندگیش بگه ؟ بگه که هنوز زندس ؟
اگه صدا صدای منه، اگه نفس نفسه تو....
بزار که اون خوش غیرتاش بدونن که دل
که دله من دیگه دل نیس
دیگه دل نمیشه
نه دیگه این واسه ما دل نمیشه




می توانید دیدگاه خود را بنویسید
بارزان شنبه 30 فروردین 1393 10:55 ب.ظ
سلام....چه طوری سیروس ...نمی دونم چرا امشب یه دفه هوس کردم برای اولین بار بیام توی وبلاگت کامنت بذارم....چه طوری...سال نو رو هم هر چند خیلی دیر بهت تبریک میگم،هم به تو وهم قربانعلی....بای
پسر اردیبهشتی پاسخ داد:
کم سعادتی از ما بود !!!!!!
ختما سوژه برا تیکه پرانیت ندادم بهت !!
دروغ چرا؟!! خوب نیستم
حالا چرا هم به من هم به قربانعلی !!!1؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

دریافت کد