تبلیغات
نیلگون-4 - 30 فروردین ... "تولد بی جشن تولد"
 
   

آن عابری که زیر باران میخندید، من بودم ...تلخ مثل پوز خندهای من ...

30 فروردین ... "تولد بی جشن تولد"
شنبه 30 فروردین 1393 ساعت 01:56 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست پسر اردیبهشتی | ( نظرات )

بنام حق
خداوند فرموده :
هر نفسی شهد مرگ را خواهد چشید
همه ما عزیزانی داریم که از بین ما رفته اند
پدر، مادر ، خواهر، برادر ،همسر و فرزند و عزیزان دیگر
تلخه
ولی خود ما هم روزی این دیار رو ترک می کنیم
و به دیار همیشه باقی میریم
پس به فکر عزیزان از دست رفته هم باشیم تا دیگرون هم از ما یادی کنند
زمانی که دیگه دستمون از دار دنیا کوتاهه

اشکهام به یادت
به نبودنت
به سوگت
به لحظه های تنهاییم
به اون لحظه ها که احتباج دارم کنارم باشی
همیشه سرازیر به گونه هامه....
دلم برات تنگ شده
من بهت احتباج دارم تو رو میخوام بهت احتباج دارم خیلییییییی
حالا مث بچه ها ازت قهرم آره قهرم
کجایی ؟ تو رفتی من بی تو موندم
تورفتی من همیشه در فراقت اشک ریختم
قهرم باهات من بهت احتباج دارم بیا لاقعل به خوابم بیا ......... بیا خواهش میکنم
میخوام بهت بگم که چقدر دوست دارم چقدر به آغوش گرمت نیاز دارم
چقدر نیاز دارم سرمو بزارم رو پاهات و تو موهامو نوازش کنی
چقدر حسرت این کار رو دارم
چقدر ...
اما تو نیستی نیستی

در بیابانی دور،
كه نروید جز خار ،
كه نتوفد جز باد ،
كه نخیزد جز مرگ ،
كه نجنبد نفسی از نفسی ؛
خفته در خاك كسی !


زیر یك سنگ كبود ،
در دل خاك سیاه ،
می درخشد دو نگاه
كه به ناكامی ازین محنت گاه
كرده افسانه هستی كوتاه !


با دلی خسته و غمگین  همه سال
دور ازین جوش و خروش
می روم جانب آن دشت خموش
تا دهم بوسه بر آن سنگ كبود
تا كشم چهره بر آن خاك سیاه ،


وندرین راه دراز ،
می چكد بر رخ من اشك نیاز ،
می دود در رگ من زهر ملال .


منم امروز و همان راه دراز ،
منم اكنون و همان دشت خموش ،
من و آن زهر ملال‌ ،
من و آن اشك نیاز .

 یادها رفتند و ما هم می رویم از یادها       کی پر کاهی بماند در میان بادها ....

تقدیم به خواهرم....
مادر ...
دنیا  ...
روحش شاد ...






می توانید دیدگاه خود را بنویسید
spite13 چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393 10:48 ب.ظ
روحش شاد.
پسر اردیبهشتی پاسخ داد:
ممنون
darabi چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393 06:48 ب.ظ
می نوش که عمر جاودانی اینست ،،، خود حاصلت از دور جوانی اینست
هنگام گل و باده و یاران سرمست ،،، خوش باش دمی که زندگانی اینست
پسر اردیبهشتی پاسخ داد:
زندگانی چیچیش خوبه ؟!!
ابراهیم طالبی دارابی دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 08:49 ب.ظ
سلام.
سیروس همه متن ها و عکس های جدید را کامل دیدم.
اون چاله ی گنج توی زمین انار قلت ماست؟
عکساتون هم قشنگ و شفاف بود.
الان قالب وبلاگت به راختی باز شد و زود هم بالا آمد
پسر اردیبهشتی پاسخ داد:
افتخار دادین به این کلبه متروکه
اون چاله ،فکر کنم چاله اسکندرونه!!!؟
که ظاهرا کندنش و بردند و خوردند و ر...ن
نوش جانشون !!!
به خاطر خاطر گلتون تیپ عوض کردیم
سید ادریس صباغ دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 02:31 ق.ظ
سلام
سیروس جان
.روز مادر بر همه مادران مبارک
انساله فرزندان خوبی برای انان باشیم.
متنت زیبا بود.خدا خواهرت را هم بیامرزد.
پسر اردیبهشتی پاسخ داد:
تشکر
تا حالا که نبودیم !!!
خواهش میکنم
∵★∵ ℋắÐis ∵★∵ یکشنبه 31 فروردین 1393 07:59 ب.ظ
مادرم:
دراوج خوشبختی ام اما جای تویه چیز دیگست....
شادی تویه چیز دیگست ..............
دعای تو یه چیز دیگست......
آغوش تویه چیز دیگست.......
مادرم دستانت را میبوسم......
روزت مبارک!!!!!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

دریافت کد